|
 |
|
 |
|
0- متولد 24 بهمن پنجاه و شش 1- فرزند چهارم و آخر خانواده 2- دو برادر و يك خواهر دارد. 3- برادر اولش (بهزاد) 12 سال از او بزرگتر است و شش سال است در آلمان زندگى مىكند. 4- پدر و مادرش در اداره پست همكار بودند. 5- بچه محله انديشه عباسآباد 6- در پنج سالگى براى اولين بار دستش به ساز خورد و از ارگ برادرش (بهزاد) استفاده كرد. 7- خانوادهاش به خاطر آن كه موقعيت تحصيلى او به خطر نيفتد، اجازه نمىدادند در كودكى به سمت موسيقى بيايد. 8- يازده ساله بود كه قرار شد يك كيبورد از آلمان براى او بفرستند، اما مسؤولان گمرك فرودگاه مهرآباد از تحويل آن به خانواده صفاريان خوددارى كردند! 9- مسؤولان ارشاد هم براى ترخيص اين كيبورد همكارى نكردند و ساز رويايى بهروز به آلمان مرجوع شد! 10- ضعيفترين درس دوران مدرسهاش عربى بود. 11- سرانجام در 13 سالگى صاحب كيبورد شد؛ يك هديه خانوادگى. 12- از افرادى كه كيبوردهاى پيشرفتهتر داشتند، سازهايشان را امانت مىگرفت و برايشان ريتم مىساخت و گرچه دستمزدى نمىگرفت، اما از اين كه امكان دسترسى به سازهاى جديد را داشت، رضايت پيدا مىكرد. 13- بعد از دوران راهنمايى، به هنرستان برق رفت اما پس از چند ماه به آرزويش رسيد و سر از هنرستان موسيقى درآورد. 14- پانزده ساله بود كه برادرش (بهزاد) به او قول داد در صورت مونتاژ 50 دستگاه كامپيوتر، براى او ساز جديدى بخرد و با خريد كيبورد رولند جىوى 1000 به قولش عمل كرد. 15- از محيط مدرسه مىترسيد و با روشهاى آموزش ارتباط برقرار نمىكرد. 16- روى هر درسى زوم مىكرد، در آن به نمرات بالا مىرسيد، امإ؛ مجموعاً به درسهايى كه ريشهاش علوم و آزمايشگاه بود، بيشتر علاقه داشت. 17- به سختى ديپلم گرفت. 18- هرگز به دانشگاه نرفت. 19- در خانه به بازسازى آهنگهاى غربى پرداخت و روى ساز خود تسلط بيشترى پيدا كرد. 20- تنظيمهاى بازسازى شدهاش در نقاط مختلف ايران فروخته مىشد اما براى او سود مالى به دنبال نداشت. 21- چون در زمان مشموليت او، برادرش (بهنام) به خدمت سربازى رفته بود، كارت معافى بهروز صادر شد. 22- در دوران كودكى و نوجوانىاش، بيلى جين و تريلر را از بقيه آهنگها بيشتر دوست داشت. 23- رنگ مورد علاقهاش را خودش هم نمىشناسد! 24- متنفر از فوتبال 25- در دوران راهنمايى مدتى به باشگاه كونگفو رفت. 26- يكدنده از گذشته تا احتمالاً هميشه! 27- با فواد حجازى، بهنام ابطحى، مهرداد پازوكى و... پيش از ورود به دنياى حرفهاى، ارتباط دوستانه داشت. 28- در هجده سالگى، فريدون فروغى او را براى تنظيم قطعات جديد خود انتخاب كرد. 29- بزرگترين اعتبار خودش را حضور چند ماهه كنار فروغى مىداند و مدعى است از او بسيار ياد گرفته. 30- سال 75 با شنيدن صداى خشايار اعتمادى از تلويزيون، شرايط را براى همكارى با صدا و سيما در حوزه موسيقى پاپ فراهم ديد. 31- با مراجعه به صدا و سيما، اولين آهنگ و تنظيم خودش را به مسؤولان ارائه داد. 32- او و شادمهر عقيلى دورادور يكديگر را مىشناختند، اما در محيط صدا و سيما با هم رفيق شدند و به توافق رسيدند تا همكارى كنند. 33- چهار، پنج قطعه براى تلويزيون ساخت و تنظيم كرد. 34- قرار بود در آلبوم «خواب گريهها» با قاسم افشار همكارى داشته باشد، اما به خاطر اختلاف حرفهاى با يكى از ترانهسرايان (اكبر آزاد) از اين پروژه كنار كشيد. 35- به اتفاق شادمهر عقيلى براى چند خواننده ديگر نيز قطعاتى ساختند و تنظيم كردند. 36- «مسافر» اولين قطعهاى بود كه براى صداى شادمهر آماده كردند. 37- قرار بود اين آهنگ به صدا و سيما ارائه شود، اما مسؤولان شركت پيغام سحر پيشنهاد دادند بهروز و شادمهر آهنگهاى ديگرى را هم آماده كنند تا يك آلبوم توليد شود. 38- نيلوفر لارىپور، سهيل محمودى، فريد احمدى و... به همكارى فرا خوانده شدند. 39- شادمهر و بهروز كنار هم قطعات را يكى پس از ديگرى ساختند و تنظيم كردند. 40- ساخت و تنظيم چهارده قطعه براى آلبوم مسافر فقط و فقط پانزده روز طول كشيد. 41- چهار قطعه از اين آلبوم كنار گذاشته شد. 42- مسافر، نوروز 78 با ده قطعه به بازار آمد. 43- ادامه همكارى با فريدون فروغى پس از انتشار مسافر به عنوان سرپرست نوازندگان 44- تلخترين واقعه هنرىاش: درگذشت فريدون فروغى 45- با سعيد شهروز در سال 78 به توافق رسيد و دو قطعه «فاصله» و «هجوم» را هم براى او ساخت، اما اين همكارى خيلى زود متوقف شد و اين قطعات در اختيار محمد اصفهانى و مهرزاد اصفهانپور قرار گرفت. 46- ديرجوش 47- برادر دومش (بهنام) را به آلبوم «رنگارنگ» كه در آن خوانندههاى جديد هركدام يك قطعه را اجرا مىكردند، معرفى كرد و باعث حضور او در موسيقى حرفهاى شد. 48- در آلبوم «دهاتى» كه اواخر سال 78 به بازار آمد، فقط ساخت و تنظيم «دلخوشى» را انجام داد. 49- كملطفى تهيهكننده شادمهر و حذف نام بهروز از روى شناسنامه دهاتى 50- «آخرين صدا» با صداى مهرزاد اصفهانپور كمفروشترين اثر كارنامه هنرى اوست. 51- در دو آلبوم اول محمد خاكپور چند قطعه را ساخت و تنظيم كرد. 52- تصميم گرفت به عنوان مدير هنرى اولين آلبوم مستقل برادرش (بهنام) فعاليت كند. 53- براى پروژه «دو رنگى» از امير قديانى، پدرام كشتكار، مازيار عطاريان و امير عليزاده به عنوان تنظيمكننده، دعوت به همكارى كرد و خودش هم سه تنظيم انجام داد. 54- اختلاف با شادمهر عقيلى را كنار گذاشت و به پروژه نافرجام «آدم و حوا» پيوست. 55- در آدم و حوا هشت تنظيم انجام داد اما اين آلبوم هرگز مجوز نگرفت. 56- اولين آلبوم رپ فارسى (اسكناس) را براى شاهكار بينشپژوه توليد كرد؛ يك تجربه جديد در عرصه «هى پاپ»! 57- رپ را از حالت كليشهاى شده اروپايى خارج كرد و به آن لحن ايرانى داد. 58- براى گرفتن مجوز، رپ را به «موسيقى روحوضى مدرن» تعبير كرد! 59- با انتشار دو رنگى در بازار موسيقى ايران صاحب جايگاه بىنظيرى شد. 60- رهبر گروه اصفهانى از هشتاد تا هشتاد و يك 61- به عنوان مدير هنرى «نون و دلقك» فعاليتش را آغاز كرد. 62- جدول پايين را حل كنيد تا به اين سكانس برسيد. 63- نون و دلقك در كوتاهترين زمان ممكن مجوز گرفت. 64- اسكناس با سه سال تأخير مجوز گرفت. 65- در سال 82 هيچ آلبومى از او منتشر نشد. 66- بسيارى از چهرههاى مطرح امروز پاپ، پيش از همكارى با بهروز، اسم و رسمى نداشتند. 67- خوانندهاى به نام فريدون آسرايى را كه در آلبوم دو رنگى با خواندن چند بيت به عنوان همخوان، محك زده بود، به يك تهيهكننده براى خريد آلبومش معرفى كرد و تهيهكننده شرط لازم براى خريد امتياز آلبوم فريدون را اضافه شدن قطعاتى از بهروز به آلبوم مذكور دانست. 68- مخالفت صفاريان با پيشنهاد تهيهكننده 69- توافق فريدون، صفاريان و تهيهكننده براى توليد يك اثر جديد 70- توليد يكى از پرفروشترين، بهترين، عامپسندترين و خاصپسندترين آلبومهاى پس از انقلاب به نام «غريبه» با موسيقى بهروز 71- «با من بمون» را كه براى خوانندهاى در آن سوى آبها ساخته بود (معين) به درخواست تهيهكننده در غريبه قرار داد و در اجراى آن با فريدون همراهى كرد. 72- در قطعه «بوى سيب» از مهرزاد اصفهانپور كنار فريدون استفاده كرد. 73- اولين سفر خارجى؛ تركيه 74- در سالهاى 84 و 85 فقط يك قطعه از او در آلبوم «مثلث» شنيده شد كه البته آن هم مربوط به تيتراژ سريال «پيلههاى پرواز» بود. 75- آلبوم دوم بهنام، ظاهراً به خاطر موسيقى بهروز سه سال پشت درهاى مجوز ماند! 76- بيشترين همكارى را ميان ترانهسرايان، با روزبه بمانى انجام داده است. 77- در آلبوم «شبح» كنار برادرش همخوانى كرده است. 78- بارها به پيشنهاد فعاليت در كشورهاى خارجى خصوصاً آمريكا جواب منفى داد. 79- همكارى مشروط با شبكه تلويزيونى تهران، پس از به مشكل خوردن مجوز آلبوم شبح در ارشاد80- اجراى قطعه تيتراژ برنامه «مثل ماه» با مطلع «به من چيزى بگو شايد...» كه به دلايل نامعلومى فقط چند بار پخش شد. 81- برنده جايزه بهترين آهنگساز تيتراژ شبكه تلويزيونى تهران 82- شرط ادامه همكارىاش با تلويزيون را تداوم توجه به موسيقى پاپ دانست. 83- انتظار بهروز بعد از چند هفته برآورده نشد. 84- خداحافظى پرسروصدا با تلويزيون طى مصاحبه با برنامه «شب شيشهاى» 85- در روزهاى بحرانى، صفاريان كه هركسى از مصاحبه تلويزيونى او برداشتهاى مخصوصى مىكرد، قيد همكارى با مجموعه آلبومهاى فريدون آسرايى را هم براى هميشه زد! 86- در طول يك دهه فعاليت در موسيقى حرفهاى ايران، بارها و بارها خيانت را تجربه كرده است. 87- شايد بتوان قسمتى از بدبينىهايش به زمين و زمان را ناشى از همين خيانتها دانست. 88- همكارانى كه هميشه بهروز را براى پيشرفت، به جدايى از بعضى جريانها تشويق و آن جريانات را منع مىكردند، حالا خودشان به همان جريانها متصل شدهاند! 89- نه فرزندى دارد، نه ازدواج كرده! 90- رانندگى بلد نيست. 91- بعضى اوقات تا مرز اعتياد به اينترنت پيش مىرود. 92- علاقه بيش از حد به استفاده از كلاه! 93- يكى از بزرگترين مشكلات او با رفقايش اين است كه حتى نمىتواند سيگار كشيدن آنها را تحمل كند. 94- برخلاف بسيارى از تنظيمكنندهها استوديوى خانگى ندارد. 95- معمولاً از همكارى با خوانندههايى كه هنوز به شهرت نرسيدهاند، بيشتر استقبال مىكند! 96- مغرور و مرموز و پيچيده 97- موسيقى كلاسيك ايرانى را به موسيقى سنتى ترجيح مىدهد. 98- شهر مورد علاقه: شيراز 99- متأسفانه يا خوشبختانه هرگز به «ماديات» در حد انتظارى كه از موفقترين موزيسين دهه اخير مىرود، توجه نكرده است.
منبع:سایت اتفاق نو
|
|
 |
| +| نوشته شده توسط یاسمن در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:50 |
|
| |
|
 |
|
|
|
 |
|